کوچه‌های بی نشان » درس‌ها و عبرت‌ها«

 

اشاره:

امسال با همت، تلاش و زحمات شبانه‌روزی«هیأت فاطمیون» ایام فاطمیه، حال و هوای دیگری به خود گرفته بود. بچه‌های بسیجی و پرانگیزه، هیأت، به منظور یادمان مظلومیت و غربت اهل بیت و یادآوری درس‌ها و عبرت‌ها، کوچه‌های بی‌نشان را به گونه‌ای نو طراحی، ساخته و در معرض دید همشهریان قرار داده بودند. ساخت و طراحی کوچه‌ها و یادمان‌های مختلف از جهت هنری هم کار فوق‌العاده‌ای بود؛ طراحی صحنه‌، طراحی لباس و چهره و از همه مهم‌تر متن‌های تاریخی که به تنهایی ایستگاه درس‌ها و  عبرت‌ها بود؛ همه و همه با بازدید کنندگان حرف می‌زد . اینک شما و گذری از کوچه‌ها:

***

....وارد کوچه می‌شوی به ناگاه خود را در نمایشگاهی از تصاویر و آثار شهدای سال‌های دفاع مقدس که همگی از ارادتمندان فاطمه زهرا(س) است، می‌یابی نمایشگاهی از سال‌های غربت و عزت رزمندگان و ایستادگی آنان، در مقابل دشمنان شرق و غرب! در این‌جا یادی از میراث خواران فاطمه دل را هوایی می‌کند. چه اشک‌ها که جاری و چه لب‌هایی که گزیده نشد! کم کم می‌آیی تا به سر در کوچه‌های بی‌نشان می‌رسی آن‌جا نوشته است:

بالای سر شهر مدینه بنویسید

در شهر غریبان قدم آهسته گذارید

وارد کوچه‌ها که می‌شوی، زمین و زمان با تو حرف می‌زنند، بغض گلویت را می‌فشارد و اشک امانت را می‌ستاند! با خود می‌گویی خدایا: چرا مظلومیت این خاندان پایانی ندارد؟ به خود می‌آیی می‌بینی که به خانه‌ی پیامبر رسیده‌ای! پیامبر در بستر بیماری است و آخرین لحظات عمر را سپری می‌‌کند، سر در دامن و آغوش علی دارد، رازها می‌گوید و لحظاتی بعد با دنیایی از بیم و امید به ملکوت پرواز می‌کند، آهسته کوچه‌ها را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذاری، سو، سوی چراغ‌ها، سقیفه را نشانت می‌دهند. سقیفه! بلی سقیفه! او را می‌شناسم،‌میعادگاه نیرنگ‌ها و خیانت‌ها؟! همان‌جا که قدرت طلبی جمعی از مهاجرین و انصار، بدعتی نامشروع آغاز کرده و در مقابل نص خدا و پیامبر اجتهاد کردند و قرائتی دیگر برگزیدند و گفتند انتصاب نه! می‌خواهیم دست به انتخاب بزنیم! از این‌جا بود که سقیفه نماد ظلم شد و ستم‌های بعدی ریشه در همین ظلم نخستین داشت و مشهور است که حادثه‌ی تلخ کربلا یکی از همان میوه‌های تلخ سقیفه بود.

سران توطئه با هم نشستند

دل و پهلوی عصمت را شکستند

هزاران دست بیعت‌گر کجا رفت

وفا با آل پیغمبر کجا رفت

سر در گریبان تفکر و غم داری که خود را در جلو بیت‌الاحزان(خانه‌ی اندوه‌ها) پیدا می‌کنی؛  بیت‌الاحزان بنیان دیگری است که برای ارائه‌ی سند مظلومیت اهل بیت در کوچه‌های بی‌‌نشان بر پا شده بود. فاطمه(س) روزها به آن کلبه‌ی غم می‌رفت و با پدر درد دل می‌کرد و می‌گریست، او از غصب خلافت و ظلم به اهل بیت و از آلام جسمی و روحی خود پیوسته غمگین و گریان بود. گریه‌ی او نوعی اعتراض به وضع حاکم بود. گریه‌اش سیاسی بود نه عاطفی! فاطمه زنی است که هم زمان شناس است و هم دشمن شناس!

آن سوی کوچه‌ها، خانه‌ای می‌بینی در نهایت غربت، بیت‌الزهرا(س) نام دارد. دری سوخته از خشم و بانویی مجروح از ستم و دنیا طلبی شیفتگان قدرت زمانه!

دستان پرتوان بچه‌های هیأت فاطمیون؛ الحق خانه را در کمال سادگی طراحی کرده‌بودند، اطاقی محراب فاطمه است، بوریایی فرش شده، جانمازی رو به آسمان دارد و اطاقی دیگر محل غسل و کفن زهرای اطهر! این‌جا دل‌ها پرواز می‌کند و اشک‌ها جاری می‌شود. در گوشه‌ی حیاط نخلی است که پیوسته سایه‌های مهربان خویش را بر مظلومیت اهل خانه می‌گستراند. از خانه که بیرون می‌آیی نمایی از مسجد النبی به زیبایی آماده شده بود، جمعی از طرفداران سقیفه‌ی ستم، تیغ بر دست، علی «شیرخدا»که شش‌ماه است از بـیعت روی ‌برگردانده است‌ در فقدان فاطمه(س) به اجبار برای بیعت با خلیفه به مسجد آورده‌اند و بعد....

نخلستان، چاه و مردی که با چاه رازها و شکوه‌ها دارد. بازدید کنندگان را به سمت خود می‌کشاند.

آری آن‌جا که مردمانش به علی پشت می‌کنند، طبیعت آغوش باز می‌کند و پناه می‌دهد. چاه، نخلستان و گودال زمین .... امام (ع) خود به میثم می‌گوید ای میثم! در دلم خواسته‌هایی است که هرگاه سینه‌ام احساس تنگی می‌کند با دستانم زمین را می‌کاوم و راز دلم را با آن در میان می‌گذارم، زمین اگر می‌روید، آن گیاه از بذری است که من کاشته‌ام.... بازدید کنندگان یکباره می‌بینند که باید با مجموعه‌ی کوچه‌های بی‌نشان وداع کنند.

ولی قبرهای بی‌نشان بقیع امروز برجسته‌ترین جلوه‌ی «بی‌نشانی‌هاست» که هر زائر مدینه لعن و نفرینی را بر پدیدآورندگانش نثار می‌کند.

به بچه‌های هیأت فاطمیون خدا قوت می‌گویم. و در این اندیشه هستم که  آیا مظلومیت شیعه همچنان ادامه خواهد داشت؟ آیا کوچه‌های بی‌نشان غریب، بازهم تکرار خواهد شد؟ و امروز که روزهای انتخاب‌است؛ آیا دشمن از حضور گسترده مردم ما ناراحت خواهد شد؟ آیا دشمن صهیونیستی که از فرزندان فاطمه(س) در لبنان سیلی خورده است با انتخاب کدامین نامزد ریاست جمهوری عصبانی و خشمگین‌ می‌گردد؟ تو بگو!تو؟ در همین افکار هستم که خود را در میان گلستان شهدای سید محمد نوربخش می‌بینم آری! این‌جا قبر شهید صمد فخار است که وصیت کرده تا قبر چهار امام در قبرستان بقیع مرمت نگردد، قبر مرا به حالت خاکی بگذارید. و از آن‌جا بر مزار شهدای دیگر که هر یک وصیتی فاطمی و حسینی دارند.

 

۸۸/۰۳/۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی